تبلیغات
. - خیانت می كنی ؟ جزاش رو می بینی
.
-::دلگیرم ازاین شهرسرد::-

در زندگی افرادی هستند که مثل قطار شهر بازی می مونن. از بودن با اونا لذت می بری ولی باهاشون به جایی نمی رسی
میشه نتیجه گرفت این افرادم بد نیستن چون هر آدم عاقل و بالغی شهر بازی رو جای بدی نمی دونه .

منم دیگه خسته شدم و باید از این قطاره بی مقصد شایدم مقصد و مبدا مساوی پیاده میشدم که پیاده شدم و از یکنواختی در اومدم دیگه اسیره باد و خزونه مسیر قطار نیستم .

نمی تونم اگه میتونستم همه ی دوره ی 3 ساله ی زندگیم رو اینجا مینوشتم ولی نمی تونم ! نمی تونم خیانت کنم
چون خیانت دیدم از خیانت بیزارم چون به خودم بدی کردن و طعمش رو چشیدم نمی خوام به کسی بدی کنم نمیدونم هر آدمی هم یه کاسه ی صبری داره شاید منم یه زمانی (شاید همین الان که دارین این مطلب رو میخونین) دارم مقدمات یه نامردی و خیانت خوب رو فراهم میکنم ! پس خطر همیشه در کمینه افراد نامرد هست

و نکته ی آخر هم اینکه کارام رو ادامه ندادم دیدم با کارایی که میکنم فقط و فقط خودم زیان میبینم ، یادم میاد یه دوستی میگفت : "اگه یه روزی خواستی خودت رو بکشی اول اون کسی رو بکش که باعث بانیه این فکر توی ذهنت شده " الان که دقیقتر و دقیق تر فکر میکنم میبینم این حرف خیلی خیلی درسته .

دنیا اینجوری نمی مونه اگه انجوری میمونه تو بیا یه تف هم بنداز رو صورت ما

ای گل تازه که بویی ز وفا نیست تو را
خبر از سرزنش خار جفا نیست تو را
رحم بر بلبل بی برگ و نوا نیست تو را
التفاتی به اسیران بلا نیست تو را
ما اسیره غم و اصلا غم ما نیست تو را





نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 5 فروردین 1388 توسط پسردل شكسته
درباره وبلاگ

جستجو

آرشيو مطالب

آخرين مطالب

نويسندگان

موضوعات

نظر سنجي

پيوند ها

پيوندهاي روزانه

آمار سايت