تبلیغات
. - برو ای دختر گرگ پدر !!!
.
-::دلگیرم ازاین شهرسرد::-

برو ای دختر پالان محبت بر دوش !

دیده بر دید ه ی من میفکن و نازم مفروش...

من دگر سیرم ...سیر.

بخدا سیرم از این عشق دوپهلوی تو پست...

تف بر آن دامن پستی که تو را پروردست..

کم بگو جاه تو کو ؟مال تو کو؟. برده ی زر

کهنه رقاصه ی وحشی صفت زنگی خر...

گر طلا نیست مرا . تخم طلا....مردم من..

زاده ی رنجم و پرورده ی دامان شرف...

آتش سینه ی صدها تن دلسردم من...

دل من چون دل تو صحنه ی دلقک ها نیست...

دیده ی مسخره ی خنده ی چشمک ها نیست...

دل من مامن صد شور و بسی فریاد است...

ضربانش جرس قافله ی زنده دلان...

طپش طبل ستم کوب ستم کوفتگان...

چکش مغز زدنیای شرف روفتگان...

تک تک ساعت پایان شب بیداد است !

دل من ای زن بدخت هوس پرور پست...

شعله ی آتش شیرین شکن فرهاد است!.

حیف از این قلب .از این قبر طرب پرور درد

که به فرمان تو تسلیم تو . جانی کردم!

حیف از آن عمر که با سوز شراری جانسوز

پایمال هوسی هرزه و آنی کردم....

در عوض با من شوریده چه کردی؟ نامرد

دل به من دادی نیست؟

صحبت از دل مکن این لانه ی شهوت دل نیست!

دل سپردن اگر این است .که این مشکل نیست!

هان بگیر این دلت از سینه فکندم بدر

ببرش دور. ببر..

ببرش تحفه بهر پدرت! گرگ پدر




نوشته شده در تاريخ چهارشنبه 5 فروردین 1388 توسط پسردل شكسته
درباره وبلاگ

جستجو

آرشيو مطالب

آخرين مطالب

نويسندگان

موضوعات

نظر سنجي

پيوند ها

پيوندهاي روزانه

آمار سايت