تبلیغات
. - دستی که صداقت می کاشت
.
-::دلگیرم ازاین شهرسرد::-

من نه عاشق بودم
و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من
من خودم بودم
ویک حس غریب که به صد عشق و هوس
می ارزید
من خودم بودم
و دستی که صداقت می کاشت
گر چه در حسرت گندم پوسید





نوشته شده در تاريخ شنبه 17 اسفند 1387 توسط پسردل شكسته
درباره وبلاگ

جستجو

آرشيو مطالب

آخرين مطالب

نويسندگان

موضوعات

نظر سنجي

پيوند ها

پيوندهاي روزانه

آمار سايت